در ریاضی چهره ای شاداب نیست
نانشان را همچواجر كرده است اینچنین امثال تیلور كرده است
جمله دانشجو به ظاهر مثل گل لیك در عقل وسیرت گشته خل
روزها در محضر فیثاغورس می شود دیوانه وبی حال وحس
می رود گاهی به چپ ،گاهی به راست مثل یك دنباله ناهمگراست
شب ولیكن تا سحر خر می زنند صحبت از دنیای دیگر می زنند
پر امید از شیوه اقلیدسی است بینوا كف كرده در رویای بیست
چونكه انجا بیست از ان خداست نوزده را ول كه سهم انبیاست
از میان سیزده دانشكده زیر ده ،گویی میانگینش زده
از ریاضی گشته خر باهوشتر كرده كمتر راه خود را بر وتر
قضیه ای را می برد دائم به كار قضیه ای در هندسه، نامش حمار
می زنم فریاد لبریز از یقین ای فغان از دست استوكس وگرین
ان ریاضی یك،به زحمت پاس شد نمره ام ده شد ولی سر طاس شد
صنعتی من زلف ومویی داشتم بین یاران ابروئی داشتم
می زدم فرق وسط ،گهگا ه رپ می شدم پشت تریبونهای گپ
از چه رو كردی سرم را طاس طاس؟ ای دریغ ،افتاده ام از اند كلاس
ای ریاضی خوان شاعر گوش كن پنبه غفلت برون از گوش كن
رشته ها را غرق حلاجی مكن مسخره بر برق و نساجی مكن
مثل این جادو گران پیر زن اینقدر چون غربتی ها غر نزن
چون بهشتی بوده گر در اسمان برزمین شد صنعتی در اصفهان
شعر من لبریز از رمز بود هر چه در بالا سرودم طنز بود
خنده بر هر درد بی درمان دواست خنده بسیار هم نوعی بلاست
ای عزیزان،غصه را باطل كنید خنده را در كار خود داخل كنید
لیلی و مجنون یكدیگر شوید بی خیال درس، بازیگر شوید!
دانشجویی هستم از خطه ریاضیات